الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
272
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
در حكمت 122 نيز آمده كه مولى على ( عليه السلام ) به دنبال جنازهاى بودند ، شنيدند مردى مىخندد ، فرمودند : ( خيال مىكنى ) گويا مرگ در دنيا بر غير ما نوشته شده ، و حق بر غير ما واجب شده ، و مىپندارى مردههائى كه مىبينيم مسافرينى هستند كه به زودى به سوى ما باز مىگردند ، ايشان را در قبرهايشان مىگذاريم ، دارائى آنها را مىخوريم ، مانند آنكه ما پس از آنها جاويد خواهيم ماند ، سپس پند هر واعظى ( از زن و مرد از مردگان ) را فراموش كرده و به هر آفت و زيانى گرفتار شديم » . « 1 » پس اى برادر از حوادث و مصائب و مطالعه تاريخ گذشتگان و تفكر در مرگ و عواقب گردنكشان ، بيدارى طلب ، و از خواب غفلت بيدار شو كه نه مال و نه جاه و نه علم بدون عمل و نه سرگرميها و نه سلامتى و نه دوستان ناباب و عبادت بىتفكر هيچكدام ماندنى نيست و به طور كلى دنيا و امور وابسته به آن پايدار نيست . مولى در خطبه 131 چنين مىفرمايد : « دعوت مرگ را به گوشهاى خود بشنوانيد ، قبل از اين كه دعوت به آن شويد . . . ذكر و ياد اجلها و مرگها از قلبهاى شما غائب و آرزوهاى دروغين حاضر شده است ، دنيا اختيار شما را بيشتر دارد تا آخرت ، ( و بيشتر عبد دنيائيد تا آخرت ) و دنيا شما را بيشتر برده و به طرف خود كشيده تا آخرت » . « 2 » بزرگان ما ، غفلت انسان از مرگ و قبر و فرو رفتن او را در دنيا و لذات فانى آن ، به انسانى تشبيه كردهاند كه در وسط چاهى قرار گرفته و در بالاى آن شير درندهاى منتظر بالا آمدن او است و اژدهاى عظيمى در ته چاه منتظر افتادن او است و دست اين شخص به ريسمانى بند است كه دو موش سياه و سفيد دائماً و با سرعت آن
--> ( 1 ) . حكمت 122 صبحى صالح و حكمت 118 فيض الاسلام . ( 2 ) . خطبه 131 صبحى صالح و فيض الاسلام : « واسمعوا دعوة الموت آذانكم قبل ان يدعى بكم . . . قد غاب عن قلوبكم ذكر الآجال و حضرتكم كواذب الآمال فصارت الدّنيا املك بكم من الآخرة و العاجلة اذهب بكم من الآجلة » . .